تبليغاتX
انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد
امشب خیلی خستم بغض سنگینی گلومو داره فشار میده نمیدونم چرا
شاید بخاطر جو امشبه
امشب 19هم ماه رمضانه
شاید

+ نوشته شده در  ساعت 20:20  توسط علی  | 

 

زندگی گذران لحظه هاست

لحظه ها طراوات عشق است

+ نوشته شده در  ساعت 15:44  توسط علی  | 

 

در عدم

در صحن پاک

می انداختم

پای بر روی پای دیگر

می خواندم نغمه ای از شور و از عشق و

از جوانی

دست نامرد روزگار

اشتیاق دو حس نابلد

مرا کشاندند به اینجا

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:29  توسط علی  | 

 

رهایم کن

روزی باد مرا با خود خواهدبرد

و من در صدای ناقوسها شنیده خواهم شد

مرا گوش کن

مرا بو کن

مرا احساس خواهی کرد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:47  توسط علی  | 

 

خسته ام از درخت . کوه و خورشید

رهایم کن

من آزادم

آزاد از این تن از این نگاههای تنگ

+ نوشته شده در  ساعت 14:28  توسط علی  | 

 

انداختم بسوی دریا سنگریزه های حسرت      

       مرا گریز نیست از اینهمه غربت

+ نوشته شده در  ساعت 18:51  توسط علی  | 

 

آنکه مر دوست میداشت

مرا آشفته یافت

قصه ام را نخواند

و

سوی دیگری شتافت.

+ نوشته شده در  ساعت 18:47  توسط علی  |