|
|
|
|
|
بنام حق سلام دوستان وبلاگی با اینکه منوال بر این بود که ۶ ماه گذشته تموم بشه ولی از بس فس فس کردم تا آخر امشب آره دارم در مورد آخرین پستم صحبت می کنم دیگه قرار نیست چشاتو خسته کنی هی بهم غر بزنی که چرا داری چرت میگی و گالیله نقشه عوض شده و ... اما اصل موضوع حدودن ۱۸ ماه گذشته موقعی که سرباز بودم این وبلاگ تنها جایی بود که می تونستم فریاد بزنم شکوه کنم از خودم و گذشتم و آرزوها و رویاها و چیزایی که بهشون پایبندم حرف بزنم خب هر شروعی یه پایانی داره اصلن این نقطه پایانه که به شروع معنا میده مثل مرگ به زندگی البته هر رفتنی بودن رو تفسیر نمیکنه بعضی وقتا ما میریم بخاطر اینکه دوباره برگردیم با چهره و شخصیتی که دوستش داریم و آرزوشو میکنیم این حرف و حدیثا بماند دارم مثل آدمایی حرف میزنم که قراره فردا با اعزارائیل ملاقات داشته باشه و سعی داره مثل آدم خوبا حرف بزنه و با گفتن منو ببخشید حلالم کنید گناهاشو بشوره اینم یه قطعه ادبی کم ارزش که اگه بخواهیم زیاد م اجحاف بشه میشه گفت چرندیات یه دیونه میتوان میتوان او را صدا زد در کنار او نشست نگاهش را صدایش را از او دوزدید آنگاه او را رهسپار سفر کرد و به انتظار آمدنش همیشه نگاه بر آسمان کرد و در کلافگی اننتظار نام او را با آواری بلند صدا زد.٪ با جمله این که مرگ پایان کبوتر نیست نه بهتر با جمله فروغ که پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است آخرین پستمو به پایان ببرم.٪م
یا حق |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 20:25 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام الله سلام بچه ها بعدن این پست تکمیل میشه الان باید برم کار دارم ....... می بینمتون من اومدم این پستو تکمیل کردم ولی جون خیلی ناراحت کننده بود وبعضی مسایل دیگه که بماند پاکش کردم بابت این موضوع از همه شما عذر میخوام.٪ یا حق |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 13:0 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام حق
هبوط کشش زنجیرهایی از زمین و جان شیفته ای در هوا درگیراگیر این جذبه و شور وجودی حبابی هبوط می کند
یا حق |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 10:3 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام حق باور ناباورانه تکرار می شوند کلمات و دیر گاهی است کلمات تکراری می گریند بر پای چوبه دار خویش اما کسی باورشان نمی کند کلمات تکراری بی چاره *** تردید دیر زمانیست که پشت دیوار بلند تردید مات و مبهوت همه چیز را به نظاره ایستاده ام و ساقه ترد اندیشه ام از رفتن و یافتن خود پشتش خمیده است رفتن پشت به باغ کردن رفتن در سراب مردن آمدن دیدن شاپرکهای تمنا از بارزترین پنجره ی شرم حضور
یا حق |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 15:52 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بچه ها امیدوارم که دلاتون همیشه بهاری باشه سبز و پر از زندگی
آسمان اخم می کند ابرها بر روی هم می غلتند و درختان به استقبال باران می روند و باد وخشی بر شانه شاخه ها می نشیند و برگهای آبی دیروز می ریزند زرد و خشگ درختان بی برگ چقدر شبیه هیزمند و هیزم روز رستاخیز را در ذهنم متبادر می کند در آنجا که هر چه داشته باشی باز کمترینی حتی اگر بر بلندترین قله عشق هم ایستاده باشی باز کوتاهترینی یا حق |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:16 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بچه ها
نماز و روزه و طاعاتون قبول حق این روزا منم دعا کنید خسیس بازی در نیاریدا من دعاگوی همه بجه های وبلاگی و غیر .بلاگی اصلن همه روزه دارا هستم میگن موقعه اذان از خدا اگه ازصمیم قلب هر چی بخوای بهت میده (بابا منظورم اینه که دعاتو برآورده میکنه) من اولین روزه امسال رو در کنار دوستان باز کردی و اولین دعای این ماهم این بود که ::خدایا به حق این مایه و روزا به ما دیدی باز و قلبی بزرگ و ارداه ایی پولادین عنایت بفرما که بتونیم آنجور که شایسته و بایسته است بندگیتو کنیم و بتونیم آدم باشیم آدم آدم و در پس همه این مشکلات و سرخوشیها با یاد نام تو شکر گذارو مطیع و قانع باشیم (آمین) همتم بدرقه راه کن که دراز است ره مقصد و من نو سفرم راستی که این ماه رمضون برای من حال و هوای دیگه ای داشت چون در کنار دوستانم (امیر و میثم )که افطاری ساده ای که تدارک دیده بودند بودم( جای همه شما خالی) همیشه عاشق سادگی بودم و امشب من شاهد این سادگی بوم و غرق و مشوق در این سادگی داشتم زیر لب با یگانه هستی صحبت میکردم ... هممه شما عزیزان رو به خدای یگانه می سپارم ان شاء الله این ماه رمضون برای همه ما پراز خیر و برکت باشه و بتونیم اول از همه خودمونو در این روزای متبرک خالص کنیم ودوم اینکه به مراد دلمون برسیم البته هر چی خدا بخواد و هر چی که مقدر باشه یا حق عزیزان یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 19:41 توسط علی
|
|
||